الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

325

تفسير تطبيقى (فارسى)

3 مرگ جاهلى مرده است » پرده برداشته ، ضرورت وجود امام بر حق را در معرفت حلال و حرام خدا گوشزد مىكنند ، مىفرمايد : و الأرض لا تكون إلّا بإمام و من مات و لم يعرف امامه مات ميتة جاهليّة . « 1 » 5 . اولى الامر مرجع حل منازعه‌هاى مردمند آنان به كتاب خدا و سنت رسول او آگاهى كامل دارند ازاين‌رو بر مبناى دين به نزاعها پايان مىدهند . امام باقر عليه السّلام مىفرمايد : « . . . فإن خفتم تنازعا في أمر فردّوه إلى اللّه و إلى الرسول و إلى أولي الأمر منكم . كذا أنزلت » و كيف يأمرهم اللّه عزّ و جلّ بطاعة ولاة الأمر و يرخّص لهم في منازعتهم ؟ ! إنّما قيل ذلك للمأمورين الذين قيل لهم : أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . . . . « 2 » حاصل آنكه در نزاع با اهل سنت درباره تشخيص اولى الامر بايد به قرآن و سنت مراجعه كرد ، با مراجعه به قرآن مىبينيم اولى الامر معصومند چون اطاعت اولى الامر به طور مطلق آمده است . چون از مجموعه آيات و رواياتى كه ملاحظه شد ، مىتوان استفاده كرد كه در نسل بشر ( و به طور قطع از زمان ابراهيم عليه السّلام ) سلسله‌اى از ناحيه خدا گزينش شده و به اوصاف و ويژگىهايى منحصر به فرد موصوف گشته‌اند ( و اين لطفى است كه خداوند به ابراهيم خليل فرمود و دعاهايش را در حق ذريه‌اش اجابت كرد ) مدار اصلى اين ويژگىها « توحيد باورى » است . گزينش اين سلسله در آيه

--> ( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 19 ، ح 6 ، و نيز ر . ك : معانى الاخبار ، ص 394 ، ح 45 ؛ تفسير فرات كوفى ، ص 32 ، 33 ؛ تفسير [ المنسوب الى ] القمى ، ج 1 ، ص 141 ؛ تفسير العياشى ، ج 1 ، ص 404 ، ح 154 ؛ 414 ، 179 . حديث « من مات به غير امام مات ميتة جاهلية » در مصادر اهل سنت نيز با أسانيد گوناگون نقل شده است ، نك : ابن حنبل ، احمد ، مسند : ج 9 ، ص 284 ، ح 5386 و ج 28 ، ص 88 ، ح 16876 ، محققان مسند ، مصادر و أسانيد اين حديث را برشمرده‌اند و به صحت آن اقرار دارند . ( همان ) ( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 276 ، ح 1 ، البته روشن است كه مراد از اصطلاح « كذا أنزلت » در نوع اين احاديث با توجه به قرائن و شواهد ، به اين معناست : « اين چنين تفسير واقعى آيه است » ، يعنى خداوند اين معنا را اراده كرد و اگر آيه بدين صورت تفسير شود مراد خدا حفظ خواهد بود و غير از اين معنا ، از ناحيه خدا نيست .